شمس الدين الشهرزوري

مقدمه 70

شرح حكمة الاشراق

است ؛ ودر فصل جداگانه‌اى آراء ايشان را در باب جزء لا يتجزى مورد بحث قرار داده آن را باطل مىداند ؛ ودر اين مقام چهار برهان ارائه مىكند ( برگ 101 وإلى 103 ظ ) . رسالهء پنجم « شجرهء إلهية » مهمترين قسمت كتاب است ؛ نوشتهء مفصلى است در علم ما بعد الطبيعة وشرح مبسوطي است از روشهاى مختلق در اين علم ؛ اما ، نهاية ، قصد فلسفي روش اشراقي ، وبيان آن ( استفاده از اصطلاحات خاص اشراقي در هستىشناسى بر گرفته از علم الأنوار سهروردى ) ، در رابطه با علم كلىّ وعلم الهى ، أصل أول ومبناى نگرش شهرزورى به وجود وشناخت مىباشد . پس از مقدمات ونعوت واشاره به تجليات اشراقات ذات بارى بر تمام هستى ، شهرزورى اين قسمت مهم از كتاب خود را چنين آغاز مىكند : « الرسالة الخامسة . . . وهو علم ما بعد الطبيعة من كتاب الشجرة الإلهية ، وليس وراه ، في مرتبة شرف ، علم ؛ لانّ شرف العلم معلومه ، والمعلوم في هذا العلم هو ذات الذوات ، وحقيقة الحقائق ، وهو الباري ، جلّ جلاله ، وصفاته والمقربون من الملائكة ورؤساء حضرته ؛ وهو اغمض العلوم » . ( برگ ، 193 ظ ) . در همين بخش نخستين رسالهء پنجم به چند نكتهء مهم ، در رابطه با مباني وأصول روش اشراقي اتخاذ شده در اين علم ، بر مىخوريم . أولا : شهرزورى به روش مشائى در علم ما بعد الطبيعة اشاره كرده ، بيان مىكند كه روش علماى ايشان در أصول ، وأمور مهم ، به خطا رفته است . چنين گفته‌اى را در آغاز هيچ يك از بخشهاى ديگر كتاب ملاحظه نمىكنيم ؛ وهمين أمر مبيّن اين مطلب است كه ، نسبت به علم ما بعد الطبيعة ، روش اشراقي وروش مشائى از يكديگر متمايز مىگردند ؛ ولو وجوه اين دو روش در رابطه با ديگر بخشهاى فلسفه : منطق ، حكمت عملي ، وطبيعي ؛ متشابه بيش از متمايز بوده ، بل هماهنگ باشند . وى در اين زمينه چنين مىگويد : « واما المذهب المشهور ، الذي للمشاءين ( في ما بعد الطبيعة ) فقد وقع لهم سهو عظيم في كثير من المطالب المهمة ، لا تئيب على الاعتبارات والامتحانات الذوقية الكشفية . » ( برگ ، 193 ظ ) لذا روش ذوق وكشف فلسفهء اشراقي را باز از فلسفهء مشائى متمايز مىكند .